امام زمان ( عج ) به دست يك زن يهودي شهيد مي شوند؟

» آيا اين حقيقت دارد كه امام زمان ( عج ) به دست يك زن يهودي شهيد مي شوند؟

 

 

در برخي از كتاب ها ( مانند الزام الناصب ) نقل شده كه شهادت حضرت مهدي ( عج ) ، به دست زني از قبيله بني تميم خواهد بود. البته در روايات هيچ اشاره اي به اين مطلب نشده و محققان نيز تاكنون چنين روايتي را نيافته اند. به هر حال ، اين مطلب سربسته و نارسا و بدون دليل است و شايد حتي با خرافات همراه باشد. ازاين رو پذيرفتن شهادت آن حضرت بدين صورت مشكل است . شهادت آن حضرت به وسيله سم نيز در روايات تصريح نشده است.
      به نقل از سايت تبيان

شناخت امام زمان

» با توجه به حديث معروف كه: «هر كس امام زمان خود را نشناسد، چنانچه بميرد به مرگ جاهليت مرده است»، اين شناخت چه ويژگى هايى دارد و چگونه حاصل مى شود تا مشمول اين حديث نباشيم؟

 

 

از آن جا كه رهبر معصوم وجود دارد و رهبرىِ مصون از خطا و لغزش منحصر به امام است؛ از اين رو پيروى كردن از مدعيان رهبريت در برابر رهبريت معصوم، برخلاف عقل و منطق است؛ زيرا با وجود رهبر معصوم، پيروى از رهبران غيرمعصوم، به هيچ وجه قابل توجيه نيست. تلاش براى شناختن و يافتن امام معصوم واجب و لازم است؛ چنان كه رسول اكرم(ص) فرمودند: «من مات و هو لايعرف امامه، مات ميتةً جاهلية».


       ويژگى هاى اين شناخت ميزان الحكمه، ج 1، ص 171، ح 840.اخت آن است كه: اولاً، از منابع معتبر و موثق و مستند اخذ شود. ثانياً، گستره اش شامل آموزه هاى اعتقادى، اخلاقى و عبادى گردد. ثالثاً، از آن جا كه امام الگوى عملى براى انسان ها است، به ابعاد فكرى، عملى و روحى امام نيز ناظر باشد. اما اين شناخت از سه راه - كه مكمل يكديگر مى باشند - حاصل مى شود:


       يكم. مطالعه تاريخ زندگانى آنان؛ مطالعه سرگذشت و سيره آنان؛ خصوصاً در باب فضايل، مناقب و خصوصيات آنان - از قبيل: شجاعت، مردانگى، ايثار، تواضع، صبر، فرزانگى و... - انسان را متوجه مقام والاى آن بزرگواران مى كند و جذبه و كشش خاصى نسبت به آن فرزانگان در روح انسان، حاكم مى شود.


       دوم. مطالعه و تفكّر در سخنان ايشان؛ اسلام تفكر را موجب بصيرت، الحياة، ج 1، ص 8، ح 3. دعوت كننده به عمل نيك، همان، ح 9. پديد آورنده نور همان، ص 49، ح 18.، نشانه حيات و زنده بودن قلب بصير مى داند همان، ص 48، ح 5..
       مطالعه و تفكّر در آثار فكرى امامان، هر چند كار مشكلى به نظر مى رسد؛ ولى بسيار سودمند است. اين امر علاوه بر آن كه باعث شناخت شخصيت آن بزرگواران و ايجاد محبت آنان در دل مى شود؛ سرمايه بزرگى براى روح بشر به شمار مى رود. همان طور كه فراگيرى فصول يك كتاب، بايد با تحقيق و دقت كامل و رجوع به استاد و... قرين باشد؛ مطالعه و انديشه و تفكر در آثار ائمه(ع) نيز، بايد با استفاده از استادان فن و مراجعه به كتاب هايى كه در شرح سخنان آنان به رشته تحرير درآمده، همراه باشد.


       سوم. شناخت خدا: اگر ما خداوند و صفات و اسماى او را به طور حقيقى بشناسيم، مى توانيم انسان هاى كامل راستين (امامان) را نيز بشناسيم؛ زيرا آنان آينه تمام نماى صفات جمال و جلال حضرت حق اند و در تسميه به اسماى الهى، از تمامى موجودات عالم امكان برترند. بر اين اساس، با شناخت خدا و صفات او، مى توانيم به اوصاف و ويژگى هاى امامان نيز واقف گرديم. شايد دعايى كه سفارش شده در زمان غيبت بعد از نماز زياد خوانده شود، ناظر به همين حقيقت باشد:


       «اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف رسولك اللهم عرفنى رسولك فانك ان لم تعرفنى رسولك لم اعرف حجتك اللهم عرفنى حجتك فانك ان لم تعرفنى حجتك ضللت عن دينى»؛ «خداوندا! خود را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناسانى پيغمبر را نمى شناسم؛ خدايا! پيغمبرت را به من بشناسان كه اگر به پيامبر معرفت پيدا نكنم، نمى توانم امامم را بشناسم؛ خدايا! حجت و امامت را به من بشناسان كه اگر امام را نشناسم، در دين خود گمراهم».


       اى مشير ما تو اندر خير و شر

از اشارت هاست دلمان بى خبر


      مفاتيح الجنان، دعا در غيبت امام زمان(عج).


       اى «يرانا لانراه» روز و شب

چشم بند ما شده ديد سبب


       چشم من از چشم ها بگزيده شد

تا كه در شب آفتابم ديده شد


       لطف معروف تو بود آن اى بهى

پس كمال البر فى اتمامه


       يارب! «اتمم نور نافى الساهرة

واشجنا من مفضحات قاهرة»


       يار شب را روز مهجورى مده

جان قربت ديده را دورى مده


       بعد تو مرگ است با درد و نكال

خاصه بعدى كه بود بعد الوصال


       آن كه ديده ستت مكن ناديده اش

آب زن بر سبزه باليده اش


       مثنوى، دفتر 6، ابيات 2888 - 2898.


آيا امام زمان داراى زن و فرزند مى باشند؟

» آيا امام زمان داراى زن و فرزند مى باشند؟ ايشان چگونه وفات مى يابند؟

 

 

در مورد مسأله زن و فرزند آن حضرت كه با توجه به منابعى كه در اختيار ما هست - كه يا اشكال سندى دارند يا از لحاظ محتوا داراى ابهام اند - نمى توان نظر قاطعى را ارائه كرد. دراين جا سه احتمال مطرح شده است:
      

 1. اساساً حضرت مهدى(عج) ازدواج نكرده است.


       2. ازدواج انجام گرفته، ولى اولاد ندارد.


       3. ازدواج كرده و داراى فرزندانى نيز هست.


       لازمه پذيرش احتمال اول، آن است كه امام معصوم يكى از سنت هاى مهم اسلامى را ترك كرده باشد كه اين، با شأن امام سازگارى ندارد. اما مى توان گفت چون مسأله غيبت مهم تر از ازدواج است، مى توان براى مصلحت بالاتر، مسأله مهم را ترك كرد و اهم را انجام داد.


       اما احتمال دوم، اشكالش آن است كه عمر همسر حضرت نيز مانند عمر خود حضرت طولانى است كه بر اين امر دليلى نداريم يا اين كه بگوييم مدتى با حضرت زندگى كرده و از دنيا رفته است. در اين صورت حضرت به سنت حسنه ازدواج عمل كرده و پس از آن بدون زن و فرزند زندگى را ادامه داده است.


       اما بر احتمال سوم دليل محكمى نداريم. علاوه بر آن كه اگر حضرت داراى اولاد مى بود، بالاخره آنها داراى اولاد واعقابى بودند و روزى به دنبال اصل خويش مى افتادند و همين كنجكاوى و جست و جو، موجب مى گردد كه مكان و منزل حضرت مشخص گردد كه اين با راز و فلسفه غيبت سازگارى ندارد.


       اما اگر شنيده ايد كه در پاره اى روايات يا برخى از دعاها، كلماتى وجود دارد كه دلالت بر وجود اولاد براى آن حضرت مى كند، بايد بگوييم در نقل خود آن واژه ها ميان انديشمندان اختلاف است؛ مثلاً در قسمتى از دعايى كه امام رضا(ع) امر فرموده در عصر غيبت براى حضرت ولى عصر(عج) خوانده شود، چنين آمده است: اللهم صل على ولاة عهده والائمة من ولده ؛ «خدايا درود و سلام فرست بر اولياى عهد او و پيشوايان از اولادش» ولى در متن ديگرى آمده:اللهم صل على ولاة عهده والائمة من بعده . در اين متن واژه «اولاد» ندارد؛ بلكه پيشوايان پس از او روايت شده است.


       به هر حال، اين مسأله اختلافى است؛ چه اين كه در پاره اى از دعاهاى ديگر واژه «من وُلده» وارد شده است كه اختلافى در آن مطرح نشده است. مثل آخرين عبارت از صلواتى كه از ناحيه مقدسه صادر شده است؛ يا دعايى كه به هنگام وداع سرداب مقدس وارد شده كه عبارت «والائمة مِنْ وُلْدِهِ» دارد. احتمال ديگر اين است كه فرزندان پس از ظهور و ازدواج آن حضرت به دنيا بيايند و اين واژه دلالت بر فرزندان زمان ظهور كند، نه زمان غيبت. بنابراين از اين راه نمى توان زن و اولادى براى حضرت مهدى(عج) ثابت كرد.


       اما درمورد چگونگى وفات آن حضرت نيز اختلاف هست. از برخى روايات استفاده مى شود كه ايشان به مرگ طبيعى از دنيا خواهند رفت و بعضى از احاديث مى گويند كه وفات آن حضرت، طبيعى نخواهد بود و به دست جنايتكارانى با مشخصاتى مذكور در روايات، به شهادت خواهند رسيد.


       البته اگر نظر برخى از علماى بزرگ (مانند شيخ صدوق) را بپذيريم كه «هر يك از ائمه مسموم يا مقتول خواهند شد»؛ بايد بگوييم امام زمان(عج) نيز به شهادت خواهند رسيد. اما اگر بر طبق نظر عده اى ديگر از علما (همچون شيخ مفيد)، كلّيت اين روايت را براى همه ائمه قائل نباشيم؛ حداقل بايد بگوييم كه چگونگى وفات آن عزيز روشن نيست.


       با توجه به اين دو ديدگاه، به نظر مى رسد كه طرح خصوصيات قاتل آن حضرت فايده چندانى ندارد. نکته آخر اينکه دانستن اينکه امام فرزند دارند يا نه, وظيفه ما نيست, بلکه وظيفه و تکليف ما شناخت امام به مقام امامت است.
       براى آگاهى بيشتر نگا: چشم به راه مهدى، جمعى از نويسندگان.


جزيره خضراء

» آيا «جزيره خضراء» كه گفته مى شود امام زمان(عج) در آن هستند، واقعيت دارد يا نه؟

 

 

نخست بايد به اين نكته توجه داشته باشيد كه همواره در تاريخ، عده اى طمع ورز و هواپرست بوده اند كه مى كوشيده اند تا با سوء استفاده از اعتقادات و عواطف مردم، قضايا را به سود خود تفسير و تبيين كنند. اين مسأله در مورد عقايد مذهبى و باورهاى دينى مردم مضاعف است. وجود افراد بى نام يا بدنام و يا حداقل معمولى در ميان برخى از سندهاى روايى، يا وجود محتوايى به دور از فهم و متناقض، نشان دهنده همين خطر انحراف مى باشد. اين موضوع، بحثى دردناك دارد كه بايد در جاى خود مطرح شود.


       در اين راستا گفتنى است كه اولاً در سند روايت «جزيره خضراء» و ثانياً در محتويات اين روايت و ثالثاً در باب وثاقت شخصى كه اين داستان را نقل كرده (على بن فاضل مازندرانى) بحث و نظرهاى متفاوتى وجود دارد و اكثر علماى طراز اول شيعى - چه در دوران گذشته و چه در عصر اخير - اين روايت را صحيح و موثّق نمى دانند. بنابراين، اصل روايت جزيره خضراء محل ترديد جدى است، تا چه رسد به انطباق آن بر مثلّث برمودا.
      براى آگاهى بيشتر ر.ك: سيد جعفر مرتضى عاملى، جزيره خضراء افسانه يا واقعيت؟، ترجمه: محمد سپهرى، بخش سوم.

امام زمان(عج) زنده است

» طبق عقيده شيعه امام زمان(عج) زنده است و بر روى كره زمين زندگى مى كند. پس قاعدتاً مانند انسان هاى ديگر نيازهايى از قبيل خواب و غيره دارد. حال چگونه مى شود ايشان در سرزمينى كه در آن شب فرا رسيده، خواب باشد امّا در طرف ديگر كره زمين شيعه اى يا حتّى بخشى از امور عالم به ايشان محتاج باشد؟ (اين شبهه را مى توان براى پيامبر و ائمّه نيز در زمان خود مطرح كرد.)
 

 

همه موجودات عالم امكان، آيات و نشانه هاى حضرت حق اند. هر كدام به قدر وسعت وجودى خود اسما و صفات خداى سبحان را نشان مى دهند. در آيينه وجودى هر موجودى مى توان جلال و جمال حضرت پروردگار را مشاهده كرد: هر كه را حسنى بود آيينه دار روى او است.


      بعضى موجودات آيت و نشانه بودنشان بسيار محدود و ضعيف و بعضى ديگر بسيار گسترده و وسيع است. حضرات معصومان(ع) چون واسطه فيض و رابطه عام غيب و شهودند، آيينه تمام نماى اسما و صفات حضرت حق اند. در زيارت جامعه كبيره مى خوانى: «من والا كم فقد و الى الله و من عاداكم فقد عادى الله؛ هر كه شما را دوست دارد، خدا را دوست داشته و هر كه با شما دشمنى ورزد، با خدا دشمنى كرده است.»


      همان گونه كه در آيينه مى توان صورت اشيا را مشاهده كرد، در آيينه وجود معصوم(ع) مى توان جلوه اسما و صفات خداوند متعال را نگريست. البته منظور از مشاهده حضرت حق رؤيت حسى و بصرى نيست؛ زيرا پروردگار نه جسمانى است و نه محسوس. غرض اين است كه انسان كامل (معصوم) جلوه و مظهر جلال و جمال پروردگار است؛ آن هم به كامل ترين وجه. از اين رو، در هيچ آيينه اى بهتر از آيينه انسان كامل نمى توان حق را مشاهده كرد.

 بر اين اساس امام على(ع) فرمود: «براى خداوند هيچ آيت و نشانه اى بزرگ تر از من نيست».ر. ك: نورالثقلين، ج 5، ص 491. و چون حضرات معصومان(ع) نور واحدند - و به تعبير بلند زيارت جامعه كبيره «انّ ارواحكم و نوركم و طينتكم واحدة؛ به درستى كه ارواح شما و نور و طينت شما يكى است.» - اين حكم حضرت اميرالمؤمنين(ع) درباره بقيه حضرات معصومان(ع) نيز جارى است. از اين رو، وجود تابناك و مقدس حضرت ولى عصر(ع) عظيم ترين آيت و نشانه پروردگار است.


      شخصى براى ديدار با امام باقر(ع) به خانه وى مراجعه كرد و پيش از اجازه ورود، به كار ناروا دست يازيد. حضرت امام باقر(ع) از درون اتاق بر او بانگ زد و با سرزنش اجازه ورودش داد. مرد در محضر امام عرضه داشت: به خدا سوگند، نظر گناه آلود نداشتم؛ تنها مى خواستم بر يقين خود درباره علم و آگاهى شما بيفزايم. امام باقر(ع) پس از تصديق سخن او فرمود: آيا مى پنداريد ديوارها، چنان كه مانع ديد شما است، از مشاهده ما نيز جلوگيرى مى كند؟! اگر چنين باشد، تفاوتى ميان ما و شما نخواهد بود. آنگاه امام آن شخص را از تكرار چنان عملى برحذر داشت. ر. ك: بحارالانوار، ج 46، ص 249، ح 40.


      امام على(ع) فرمود: دين و امام دو برادر و همتاى يكديگرند كه هيچ يك بدون ديگرى سامان نمى يابد. اسلام پايه و اساس نظام حكومتى و امام پاسدار آن است. پس اگر اسلام نباشد، هرگونه بنيادى از اساس ويران است و اگر اسلام باشد و نگاهبان و پاسدار نداشته باشد، ضايع و نابود مى شود. از اين رو، وقتى واپسين حجت خدا و پاسدار دين، رحلت مى كند، اثرى از اسلام باقى نمى ماند و آنگاه كه از اسلام اثرى نماند، بساط دنيا به كلى برچيده مى شود. ر. ك: منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر،آيت اللَّه صافى گلپايگانى ، ص 273.


      امام، محورى است كه حق در همه زمينه ها بر مدار او مى گردد و آن حق محورى كه درباره امام على(ع) آمده است، وصف مشترك همه انبيا، اوليا و اهل بيت رسول خدا(ص) است. ر. ك: صورت و سيرت انسان در قرآن، آيت الله جوادى آملى، ص 368.


      در مورد امام على(ع) وارد شده است: «علىّ عمود الدّين؛ على ستون دين است». ر. ك: كافى، ج 1، ص 294. اگر دين باقى است، به دليل اين است كه ستون و عمود آن زنده است و هيچ گونه غفلت و سهو و فراموشى بر آن وجود مبارك عارض نمى گردد؛ چرا كه اضطراب و تزلزل در عمود دين مساوى است با درهم ريخته شدن شيرازه دين. در زيارت روز جمعه خطاب به امام زمان(ع) مى خوانيم: «السلام عليك يا عين الحيوة؛ سلام بر تو اى چشمه حيات و زندگى». آيا ممكن است چشمه حيات همه موجودات عالم امكان به خاطر غفلت و فراموشى دچار خشكى گردد؟ و باز در زيارت روز جمعه مى خوانيم: «السلام عليك يا عين الله فى خلقه؛ سلام بر تو اى ديده الاهى در ميان خلق». آيا ممكن است ديده حضرت حق را خواب فرا گيرد؟!


      در نهايت مى گوييم: حقيقت ائمه همان ارواح مطهر آنان است كه حقيقت هر انسانى به روح او است. پس كمالات مطرح شده نيز به ارواح آن حضرات تعلق دارد. جسم مادى آن بزرگان به خواب مى رود؛ ولى روح ارجمندشان بيدار است و به اشياى مختلف علم الاهى دارد.