گزارش آماری

تقریبا یک سال از تاسیس وبلاگ (( جمع آوری صلوات برای ظهور)) گذشت و در این یک سال موفق شدیم

تعداد :1937727 صلوات به نیت تعجیل در ظهور جمع آوری کنیم

در این یک سال  مورد تمجید بعضی از دوستان قرار گرفتیم و از طرفی هم مورد تمسخر بعضی دیگر از دوستان...

بهر حال این طرح همچنان در حال انجام است و انشالله به کار خود ادامه خواهد

بدون محاسبه نظرات خصوصی و نظرات سایر پست ها در پست ثابت وبلاگ تا کنون 940 نظر به ثبت رسیده

(نظرات خصوصی پس از ثبت تعداد صلوات ها حذف می شود )

و در پایان از همه دوستانی که به تروج این طرح به ما کمک کرده اند تشکر می کنم

(امسال کنکور دارم ,دوستان واسم دعا کنید)


29 خرداد 1391


سه خاطره از یک طلبه

به گزارش شیعه آنلاین، یک طلبه در وبلاگ خود نوشت: اواخر دهه محرم مسجد قدیمی محله مون روضه بودم البته با لباس شخصی و به عنوان مستمع! در حین صحبتها روحانی گفت:

"می خوام یه چیزی بگم که به غیر من و یه نفر دیگه و خدا هیچ کی از اون خبر نداره! از عظمت امام حسین ع!! دیروز یکی از برادران سنی پیش من اومد و شیعه شد الحمدلله! اومد و گفت که می خوام شیعه بشم و الان چکار باید بکنم؟؟؟ ما هم راهنمایی شون کردیم و شیعه شدن! ازش پرسیدم چی شد که شیعه شدی. گفت:


"مراسمات محرم و عزاداری امام حسین ع منو جذب شیعه کرد و دو سالی هست که منتظر فرصتی بودم برای این کار"


در ادامه از پسربچه دوازده ساله ای گفت که سال پیش شیعه شده بود و موقعی که ازش علت رو پرسیده بود گفته بود:


"به ما گفته بودن که از نذری ها و خوراکی هایی که ایام محرم شیعیان پخش می کنن به هیچ وجه استفاده نکنید!!! جایی شربت می دادن یه لیوان هم به من دادن و من برداشتم. یه کمش رو با تردید خوردم و از همون لحظه محبت امام حسین تو دلم افتاد!!!"


قابل توجه اونایی که مبارزه با خرافه!!! عزاداری و نذری دادن رو وظیفه تشخیص دادن و ...


خاطره ای از زاهدان:


زاهدان که بودم یادمه که اهل سنت طبق فتوا و تاکید فراوان بعضی از مولوی ها از خوردن غذاهایی نذری محرم به شدت اجتناب می کردن و جالبتر این که یکی از دوستان که در حوزه علمیه زاهدان مشغول بود تعریف کرد:


"یکی به حوزه زنگ زده بود و می پرسید که کسی برای ما از غذای هیئت آورده، خودمون که نمی خوریم!!! ولی می تونیم به همسایه فقیری که داریم از اون غذا بدیم؟؟؟ من با تعجب جواب دادم: هیچ اشکالی نداره! چه خودتون بخورید چه به کس دیگه ای بدید. طرف هم خیلی تشکر کرد و خداحافضی. بعدا متوجه شدم که طرف از اهل سنت بوده و از 118 تلفن حوزه علمیه رو پرسیده و 118 هم ندانسته تلفن حوزه علمیه شیعه رو داده بود!!!"


یه صحنه عجیب:


یه روز که داخل حرم حضرت معصومه بودم یکی رو با لباس اصیل بلوچی دیدم و حسابی توجهم جلب شد. بنده خدا داخل حرم حضرت معصومه با لباس بلوچی دست بسته!!! نماز می خوند اونهم با مهر تربت!!!

توصیه پژوهشگر هلندی به ذکر جلاله

به گزارش شیعه آنلاین، یک پژوهشگر هلندی که بیشترین تحقیقات و بررسی های خود را در زمینه روان شناسی انجام داده، اعتراف کرد که یکی از بهترین راه های کاهش بحران روحی – روانی، ذکر جلاله "الله" است.

او که استاد دانشگاه "آمستردام" است، در اظهاراتی گفت: اگر از بحران روحی – روانی رنج می برید و احساس می کنید که فشار زندگی بر شما زیاد است، برای کاهش این گونه فشارها و بحران ها، به گفتن ذکر "الله" پناه ببرید زیرا تکرار این لفظ باعث تنظیم شدن ضربان روان انسان می شود.


وی در ادامه افزود: بنده سه سال بر روی این مسأله تحقیقاتی انجام دادم و حتی تأثیر این لفظ بر بیماران غیر مسلمان را لمس کردم. حتی افرادی که نمی توانند به زبان عربی صحبت کنند، با ذکر این لفظ تأثیر آن را دریافت خواهند کرد.


این استاد دانشگاه هلندی همچنین گفت: نتایج حاصل از تحقیقات انجام شده، بی نظیر و حیرت آور بود. حرف الف که در ابتدای کلمه "الله" وجود دارد، هنگام خروج بر روی سینه افراد تأثیر می گذارد. حرف لام که پس از آن می آید نیز هنگام تلفظ آرامش خاصی را به فک و صورت انسان می دهد. حرف هاء هم در پایان این لفظ ، موجب راحتی در تنفس می شود و پس از پایان آن آرامشی غیر قابل توصیف به انسان می دهد زیرا بر اثر تلفظ این حرف، ریه انسان که مرکز و عصب دستگاه تنفسی است، تأثیر بسزایی بر روی قلب می گذارد و موجب تنظیم تنفس می شود.


در پایان گفتنی است، خداوند متعال در یکی از آیات سوره "الرعد" در قرآن کریم می فرمایند: الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللًّهِ الا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ. ترجمه: آنانکه ایمان آوردند، مطمئن می شود قلب آنان با ذکر خداوند، به درستی که با ذکر خداوند قلب مطمئن می شود.

 

شهدا شرمنده ایم

به خدا شرمنده ایم

 

هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا
شد کوچه های ایران مشکین ز اشک سارا

***

 

 

سارا لباس پوشید ، با جبهه ها عجین شد
در فکه و شلمچه ، دارا بروی مین شد

 

 

***

چندین هزار دارا ، بسته به سر ، سربند
یا تکه تکه گشتند یا که اسیر و دربند

***


سارای دیگری در ، مهران شده شهیده
دارا کجاست ؟ او در ، اروند آرمیده]

 

***

 


دوخته هزار سارا ، چشمی به حلقه در
از یک طرف و دیگر چشمی ز خون دل ، تر

***


سارا سؤال می کرد ، دارا کجاست اکنون ؟
دیدند شعله ها را در سنگرش به مجنون

***


خون گلوی دارا آب حیات دین است
روحش به عرش و جسمش ، مفقود در زمین است

***


در آن زمانه رفتند ، صدها هزار دارا
در این زمانه گشتند ده ها هزار« دارا »

***


هنگام جنگ دارا گشته اسیر و دربند
دارای این زمان با بنزش رود به دربند

***


دارای آن زمانه بی سر درون کرخه
سارای این زمانه در کوچه با دوچرخه

***


در آن زمانه سارا با جبهه ها عجین شد
در این زمانه ناگه ، چادر( لباس جین ) شد

***


با چفیه ای که گلگون از خون صد چو داراست
سارا ، خود از برای جلب نظر ، بیاراست

***


آن مقنعه ورافتاد ، جایش فوکول درآمد
سارا به قول دشمن از اُمّلی درآمد

***


دارا و گوشواره ، حقّا که شرم دارد!
در دستهایش امروز ، او بند چرم دارد

***


با خون و چنگ و دندان ، دشمن ز خانه راندیم
اما به ماهواره تا خانه اش کشاندیم

***


یا رب تو شاهدی بر اعمالمان یکایک
بدم المظلوم یا ا... ، عجّل فرجه ولیّک

***


جای شهید اسم خواننده روی دیوار
آنها به جبهه رفتند اینها شدند طلبکار

یوسف گم گشته

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن

وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور